آقام درباره فیشهای نجومی قانع نانجام گرفتند • عسل فردا

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶

آقام درباره فیشهای نجومی قانع نانجام گرفتند

دسته بندی : متن موزیک تاریخ : چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۶

فعال سیاسی ابداًح طلب گفت: ما تعارف نداریم در دولت روحانی بدترین سطح روابط را با کشورهای ناحیه و همسایه داشتیم که در دولت احمدی نژاد نداشتیم. این یک واقعیت هست.

رویدادگزاری مهر، گروه سیهست – حسام رضایی: عبدالله ناصری در تابستان سال ۵۸ به پیشنهاد دوستانش به سپاه رفت و برای جذب نیرو، مسئول مصاحبه ها انجام گرفت. پس از آن در سال ۶۰ با هم با ریهست محمد هاشمی بر ساختمان شیشه ای جام جم، به تلویزیون کوچ کـــرد و معاونت امور منطقهستان های برون مرزی را به دست گرفت. وی همچنین در فاصله سال های ۶۲ تا ۶۳ مدیر واحد مرکزی رویداد انجام گرفت.   

ناصری در سال ۷۱ و پس از هستعفای محمد خاتمی از سمت وزارت ارشاد، همراه وی به کتابخانه ملی رفت، در سال ۷۶ عضو ستاد انتخاباتی خاتمی انجام گرفت.

پس از پیروزی دور از انتظار چپ های خط امامی در انتخابات ۷۶، ناصری بار و بنه اش را در کتابخانه ملی نگه داشت و با حکم خاتمی، معاون اجرایی و پشتیبانی «محمدکاظم موسوی بجنوردی» سکاندار جدید کتابخانه، انجام گرفت.

سال ۷۸ در حالیکه روخانومامه های سلام و خرداد بسته انجام گرفتند، روخانومامه «بیان» به مدیر مسئولی «علی اکبر محتشمی پور» و سردبیری عبدالله ناصری روی دکه ها ماند. خود ناصری درباره این روخانومامه می گوید: «بیان چارچوب ها را رعایت می کـــرد.» هر تعداد بیان هم در اوایل سال ۷۹ به عاقبت بقیه روخانومامه های خانومجیره ای دچار انجام گرفت.  

سال ۷۹ آغاز فصل جدیدی در دوران مدیریتی ناصری بود. «فریدون وَردی نژاد» مدیرعامل تایم رویدادگزاری جمهوری اسلامی که خود را نیروی نزدیک به کارگزاران و اکبر هاشمی رفسنجانی می دید، به ادامه فعالیت با نیروهای مشارکتی تعدادان میلی نداشت؛ به همین دلیل،  ناصری از سوی مسجد جامعی وزیر تایم ارشاد برای تصدی مدیرعاملی رویدادگزاری ایرنا به خاتمی پیشنهاد انجام گرفت. خاتمی هم در نهایت از میان ناصری، «محسن امین زاده» و «محمدعلی ابطحی»، دست روی ناصری گذاشت.

گذشت و گذشت تا ۴ تیر ۸۴ رسید. محمود احمدی نژاد بر اکبر سیهست ایران چیره انجام گرفت و ناصری ابداً دلش نمی خوهست فردای آن روز، تیتر پیروزی احمدی نژاد را نگارش کند. همین هم انجام گرفت که روز ۵ تیرماه، از سمت مدیرعاملی ایرنا هستعفا داد.

ناصری از مسئولیت های مدیریتی خلاص انجام گرفت و حالا فصل فعالیت های تشکیلاتی رسیده بود. ناصری که تا سال ۸۴ عضو حتمی سازمان مجاهدین انقلاب نبود، در این سال به عضویت حتمی این تشکیلات درآمد. این عضویت تا سال ۸۹ و با انحلال مجاهدینی ها ادامه داشت. ناصری امروز عضو شورای مشورتی خاتمی هست.  

در یکی از آخرین روزهای تابستان ۹۶، به دفتر عبدالله ناصری در خیابان شریعتی پایتخت رفتیم. از دولت گفتیم؛ از فردا سیاسی روحانی و از احتمال کاندیداتوری علی لاریجانی در انتخابات ۱۴۰۰. ناصری معتقد هست که حسن روحانی با انتخاب محمدجواد آذری جهرمی به عنوان وزیر ارتباطات، مسئولیت رفع حصر را از روی دوشش برداشته هست. ناصری لاریجانی ۹۶ را متفاوت از لاریجانی ۷۶ می داند. وی باور دارد که اگر روحانی نجُنبَد، شبکه های اجتماعی تصویر العمل دشواری در برابر مدیر جمهور اتخاذ خواهند کـــرد.

در ادامه گفتگوی تفصیلی رویدادگزاری مهر با عبدالله ناصری را می خوانید: 

به عنوان مطلع گفتگو؛ آیا از ترکیب هیات دولت راضی هستید؟

انتظارم زیاد از این بود اما ناراضی نیستم؛ انتظار خودم زیاد از این ها بود.

در زمان انتخابات با توجه به اظهارات جناب آقا روحانی، فکر می کـــردید ترکیب هیات دولت چگونه رقم بخورد؟

من روحانی را سال های زیادی هست که می شناسم و با روحیات وی آشنایی دارم؛ روحانی هر شعار انتخاباتی که می دهد الزاما پای آن می ایستد. من چنین جمع بندی نداشتم اما به هر صورت روحانی نامزد ابداًح طلبان بود و انتظارم این بود که کابینه دوم وی، دو بخش جوانان و خانومان را جدی بگیرد و کوتاه نیاید.

ابداًح طلبان با توجه به مایه ای که برای روحانی گذاشتند که برای خود وی هم دور از انتظار بود، انتظارشان از ترکیب کابینه زیاد از این حرف ها بودمن از نزدیک شاهد بودم که این دو قشر اجتماعی یعنی جوانان و خانومان زیاد زیاد برای روحانی مایه گذاشتند. ما گاهی از فعالیت شبانه روزی این ها خجالت می کشیدیم و فعالیت این دو قشر نسبت به فعالیت ما پیرآقاها قابل مقایسه نبود.

درضمن محدودیت های روحانی را نمی توان منکر انجام گرفت اما با این وجود، نتوانستم خودم را راضی کنم، وزیر خانومی که تابویش توسط دولت احمدی نژاد شکسته انجام گرفته بود، دلیل روحانی در برابرش به این آسودهی تسلیم انجام گرفت.

بعد از معرفی کابینه از سوی جناب آقا روحانی، تایمی رسانه های ابداًح طلب را بررسی می کـــردیم برآیند تحلیل ها و اظهارنظرها نشان می داد که جریان ابداًحات به طور کلی از ترکیب کابینه راضی نیست. اساسا ابداًح طلبان چه می خوهستند که از سوی جناب آقا روحانی در ترکیب کابینه برآورده نانجام گرفت؟

ابداًح طلبان بارها اعلام کـــرده اند که سهم خواهی جناحی و حزبی از روحانی ندارند و تا الان هم بر این وعده خود پایدار مانده اند اما ابداًح طلبان با توجه به مایه ای که در مرحله دوم (۹۶) برای روحانی گذاشتند که برای خود وی هم دور از انتظار بود، انتظارشان از ترکیب کابینه زیاد از این حرف ها بود.

من در این مکان خاطره ای بگویم از دیداری که اسفند ماه سال گذشته یکی از چهره های شناخته انجام گرفته ابداًح طلب با روحانی داشت. روحانی در آن دیدار گفت که «پایان امید من شما ابداًح طلبان هستید» و حتی تعبیری درباره حزب اعتدال و توسعه به کار برد با این مضمون که «حزب اعتدال و توسعه تشکیلاتی نیست که من بتوانم به آن دل ببندم.»

روحانی با انتخاب وزیر ارتباطات می خواهد به جامعه بگوید که درباره ۸۸ از من مطالبه نکنیدروحانی در کابینه اش خانوم نیاورده بود در حالی که به صآسوده در ایام انتخاباتی این قول را داد که در کابینه فردا اش، وزیر خانوم حضور داشته باانجام گرفت. من امروز زیاد خوشحال هستم که جوانی متولد جمهوری اسلامی فارغ از کارکـــرد گذشته اش، دور میز هیات دولت و در کنار وزیران نسل نخست انقلاب نشسته؛ به صورت حتم این کار می توانست عمومیت افزایشی داشته باانجام گرفت اما حتما افراد دیگری بودند با یکی دو سال اختلاف سن که جامعه یا بخشی از آن تعریف خاصی از او و هویتش نداشته باانجام گرفت.

وزیر ارتباطات شخصا انسان شریفی هست و برادر دو شهید هست و دوستان وزارت ارتباطات هم می گویند که در کار خود زیاد وارد هست اما تحلیل من این هست که روحانی با انتخاب چنین فردی – کسی که در ماجرای ۸۸ بوده و جناب آقا مدیر جمهور هم به صآسوده گفت که وزیر ارتباطات در چهار سال نخست دولتش دو سال در وزارت هشدارات حضور داشته – می خواهد به جامعه بگوید که درباره ۸۸ و حصر از من مطالبه نکنید. این به صورت حتم تحلیل شخصی من هست.

امروز معتقدم که اصولگرایان معتدل و منصف و زیادی از مسئولان ارانجام گرفت مملکتی، خواهان حل روندی هستند که پیدا انجام گرفته هست. مسئله حصر فارغ از جناح بندی های سیاسی، جز هزینه عائدی دیگری برای کشور ندارد؛ از طرفی با کنشگران هر دو جناح هم انجام گرفتیدا مخالف هستم که بخواهند دیگری را به نان خوردن از قِبَل حصر متهم کنند. این پدیده فارغ از مسائل سیاسی، پدیده ای اخلاقی و انسانی هست و حتما حکومت به این جمع بندی رسیده و من هم خوشبین هستم که این موضوع هم مانند مسئله تحریم ها، روزی حل بشود.

در حقیقت معتقدید جناب آقا روحانی با انتخاب وزیر ارتباطات باری را از دوش خود پیرامون مطالباتی که ابداًح طلبان از وی داشتند، برداشته هست؟

بله، این بار را برداشته و به صورت حتم این برداشتی نیست که صرفا من داشته باشم و این احتمالا برای فردا سیاسی روحانی هزینه ساز خواهد بود.

اینکه جناب آقا روحانی نمی خواهد در برابر جریان ابداًح طلب پاسخگو باانجام گرفت؟

در برابر جریان ابداًح طلب و به طور کلی ملت؛ دلیلکه مسائل ۸۸ امروز فراتر از جریان ابداًحات تعریف می شود. شما از موضع مرحوم «عسگرنخستادی» نسبت به ۸۸ بگیرید تا همین الان که برخی جناب آقاان که عده ای شان از اصولگرایان ناب اند، واقعا دنبال این هستند که نظام این مسئله را حل کند.

شما از هزینه دادن جناب آقا روحانی در صورت پشت کـــردن به برخی مطالبات جریان ابداًحات صحبت کـــردید. این هزینه دادن را برای ما معنی کنید.

این هزینه ملی هست. روحانی آن طور که در سال ۹۲ به طور واضح نسبت به مسئله حصر صحبت کـــرد، در سال ۹۶ اینگونه نبود.

شاید دلیلش این باانجام گرفت که به هر حال ۴ سال از دولتش گذشته و پی بردن به مشکلات کلان مملکتی، وی را از پرداختن به مطالبات ابداًح طلبان از جمله حصر رویگردان کـــرده هست.

مسئله روحانی، برجام بود و در دوران پسابرجام هم مسائل اقتصادی در کانون ثقل قرار داشت. معتقد هستم با ترکیب فعلی کابینه، بزرگ ترین دغدغه مدیر جمهور حتما توسعه سیهست خارجی، مسائل اقتصادی و جذب سرمایه های خارجی – که به صورت حتم این ها هم حیاتی هست- خواهد بود اما مدیر جمهور هست و یک جامعه و ساختار دیوان سالارانه  که برای خود حوزه فرهنگ و تعلیم عالی دارد. شما نمی توانید به این ها بی توجه باشید؛ این حوزه ها برای روحانی همواره دغدغه های ثانویه بوده هست.

حوزه فرهنگ و تعلیم عالی همواره برای روحانی دغدغه ثانویه بوده هستسال ۸۸ در تاریخ جمهوری اسلامی یک نقطه عطف و به صورت حتم نقطه ای پرهزینه برای کُل نظام بود. به خاطر همین هم ابداًح طلبان پیش دستی می کـــردند و می گفتند که ما از آن سال گذشتیم و دلمان می خواهد که حکومت نیز بگذرد و از این مسائل عبور و به فردا فکر کنیم. الان هم حرف جریان ابداًحات و رهبران آن همین هست اما در نظر بگیرید که مدیر جمهور، مدیر شورای عالی امنیت ملی هست. مسئله متقاعد کـــردن هر نهاد و فرد بالادستیِ مدیر جمهور یا موازیِ مدیر جمهور برای مسئله حصر، دشوار تر از برجام نیست اما روحانی این کار را کـــرد. برجام، برگ برنده بزرگی برای آقام بود که در رأس آن هم رهبری نظام قرار داشت. برنده نخست در این قضیه رهبری بود و بقیه در ضلع ایشان تعریف می شوند.

با آمدن دولت، ایده رهبری عوض نانجام گرفت. رهبری در آقااد ۹۱ به این نتیجه رسیدند که باید برای تحریم ها فکری بشود. ولایتی در همین زمینه سفرهایی انجام داد اما رهبری معتقد بودند که این تیم مذاکره کننده، آقا این میدان نیست. بنابراین تایمی انتخابات ۹۲ شد، قبل از اینکه دولت شکل بگیرد، پرونده از شورای عالی امنیت ملی به وزارت خارجه منتقل و توسط علی اکبر صالحی به محمدجواد ظریف سپرده انجام گرفت.

به موضوع ترکیب کابینه بازگردیم. شما فرمودید که در اسفند ۹۵ روحانی در دیدار با یکی از چهره های شناخت انجام گرفته ابداًحات نقل کرد که همه امید من ابداًح طلبان هستند. با این اوصاف و با توجه به ترکیب کابینه که تعدادان باب طبع ابداًح طلبان نبوده، می توانیم نتیجه بگیریم که دست روحانی در انتخاب نفراتش بسته هست؛ آیا این تحلیل را قبول دارید یا اینکه معتقدید اساسا روحانی اعتقادی به هستفاده از نیروهای ابداًح طلب ندارد؟

من محدودیت هایی را برای روحانی می بینم اما این همه موضوع نیست. روحانی شاکله ای هست که به گونه دیگری می پسندد و فقط بحث سیاسی مطرح نیست. آقام برای بخش هایی از دولت مانند حوزه فعالیت خانومگنه، قاضی زاده هاشمی یا ظریف «به به» می گفتند اما برای برخی دیگر از وزرا هم هر دو جناح، تصویر این را ابراز می کـــردند.

تعامل روحانی با لاریجانی اقتضا می کند که رحمانی فضلی همچنان ماندگار باانجام گرفتحوزه شاخص، صنعت و معدن بود که به هر صورت روحانی وزیر آن را عوض کـــرد که به نظر من یکی از بهترین انتخاب هایش در کابینه دوم بود اما در کنار این حوزه، تامین اجتماعی هم بود که حوزه تکمیلا اقتصادی هست. پُر پول ترین وزارتخانه کشور در سال ۹۶ مانند سال ۹۲ دست کسی افتاد که انتظارش را نداشتم.  رحمانی فضلی هم با توجه به عملکـــردش در ۴ سال نخست قطعا کسی بود که ابداًح طلبان وی را نمی خوهستند و در پی دیگرانی بودند که در نهایت به نفع خود روحانی بود. ابداًح طلبان بر این باور بودند که رحمانی فضلی نیروی منتسب به علی لاریجانی هست و تعامل روحانی با لاریجانی اقتضا می کند که رحمانی فضلی همچنان ماندگار باانجام گرفت.

بنابراین معتقد هستید که خود جناب آقا روحانی تعدادان رغبتی به میدان دادن به نیروهای ابداًح طلب نداشته هست.

صرفا میدان دادن نیست.  روحانی در دولت نخستش یک پست تشریفاتی به محمد شریعتمداری داد.  شریعتمداری با وجود اینکه وزیر دولت محمد خاتمی بود اما هیچگاه نه خودش اعلام کـــرد و ما هم قبول نداریم که وی تاکنون فرد سیاسی ابداًح طلب بوده هست اما در عین حال وزیر با کفایت، با تدبیر و زیاد مقتدری هست.

ثقل مطالبات آقام حوزه اقتصادی و پس از آن اجتماعی و سیاسی هستبحث ابداًح طلبان این نبود که وزیر صنعت حتما ابداًح طلب باانجام گرفت. فرض بر اینکه روحانی در پست وزارت کشور روی محمد شریعتمداری به نتیجه نرسید اما دلیل وزارت صنعت یا تامین اجتماعی در سال ۹۲ به محمد شریعتمداری داده نانجام گرفت؟ آنچه دغدغه ابداًح طلبان هست، کارکـــرد و برونداد دولت بود. آقام به خاطر عملکـــرد امثال خانومگنه، قاضی زاده هاشمی و ظریف، به آن ها افتخار می کنند؛ این ها برای ملت دستاورد داشته اند. یکی با تولید و توزیع نفت، دیگری با برجام و دیگری با طرح تغییر نظام سلامت.

انتقاد در خلوت و پشتیبانی در جلوت، سیهست ابداًح طلبان در دولت نخست روحانی بود. آیا این سیهست در دولت دوم هم ادامه پیدا می کند؟

هنوز در این خصوص در میان تشکیلات جریان ابداًح طلب تصمیم کلانی گرفته نانجام گرفته؛ به صورت حتم رهبری جریان ابداًحات و احزاب مختلف این جریان، جلسات مختلفی را با معاون نخست و شخص مدیر جمهور داشته اند و از باب کارکـــرد و تحقق وعده ها، مسائلی را مطرح کـــرده اند. روحانی چه در دولت نخست و چه حالا در دولت دومش به برخی حوزه ها مانند فرهنگ عمومی و تعلیم و پرورش توجه تعدادانی نخواهد داشت. تعلیم و پرورش، پایه توسعه کشور هست و روحانی می توانست در این زمینه جور دیگری کار کند و حالا هم می تواند چنین کند اما طبیعی هست کسی که از صبح انقلاب در حوزه سیهست و امنیت بوده، تعدادان با کوچه پس کوچه های فرهنگ و تعلیم و تربیت آشنایی نداشته باانجام گرفت.

طبیعی هست که روحانی با کوچه پس کوچه های فرهنگ و تعلیم و تربیت آشنایی نداشته باانجام گرفتبه نظر من جامعه باید آگاه باانجام گرفت اما نه به این قیمت که خدای ناکـــرده فشارها به روحانی با توجه به شرایط دشوار کشور زیاد شود. جریان ابداًح طلب و اصولگرایان دلسوز و معتدل از سال ۹۲ زیاد به هم نزدیک انجام گرفتند و برای حل معضلات کشور، قرابت های زیادی با هم پیدا کـــردند. به نظر من مشکل اشتغال کشور باید حل شود و این ارتباطی با جناح خاصی ندارد. ثقل مطالبات آقام در مرحله دوم، حوزه اقتصادی و پس از آن اجتماعی و سیاسی هست. روحانی باید در دولت دومش به این دو حوزه فارغ از جناح بندی های سیاسی توجه کند.

روحانی مجلسی را در اختیار دارد که در رأس آن فرد عاقل و خردمندی هست. مجلس در مجموع با روحانی همسو و همنوهست و از این جهت روحانی می تواند پلن هایش را به نیکوی پیش ببرد اما مدیر جمهور در همین کابینه دوم چینش هایی را انجام داده هست. ابداًح طلبان و همچنین خود محمدعلی نجفی با توجه به صحبت هایی که انجام گرفته بود، متوقع بودند که ریهست سازمان پلن و بودجه به عهده وی گذاشته شود و بعد از اینکه این سازمان به فرد دیگری رسید، نجفی گفت که خودم را برای منطقهداری پایتخت آماده می کنم.

الان تیم اقتصادی چیده انجام گرفته هست. من اقتصاد نمی دانم اما می خواهم که معضلات اقتصادی کشور حل شود؛ به صورت حتم از پشت پرده ها رویداد دارم اما در صحنه خیابان نمی دانم که در رأس تیم اقتصادی روحانی چه کسی حضور دارد؟ آیا معاون اقتصادی هست، آیا معاون نخست هست؟

حالا واقعا در رأس تیم اقتصادی دولت چه کسی حضور دارد؟

نمی خواهم بگویم. چون ضبط می‌شود.

یعنی مسئله ای هست که نباید نقل کرد شود.

بله، شاید بی احترامی شود.

حالا دولت دلیل نمی خواهد به طور شفاف اعلام کند که در راس تیم اقتصادی اش چه کسی حضور دارد؟

شاید یک روزی اعلام کـــرد.

در حال حاضر دلیل اعلام نمی کند؟

نمی دانم اما معتقد هستم اسحاق جهانگیری در دولت نخست با توجه به فرماندهی قرارگاه اقتصاد مقاومتی، نخ تسبیح اقتصاد بود. این مسئله در چینش کابینه یک نقیصه به حساب می آید که دلیل امروز این حوزه ها به هم ریخته هست و معلوم نیست چه کسی در رأس آن حضور دارد. این به هم ریختگی در فکر آقام تاثیر می گذارد. در دوره نخست ریهست جمهوری روحانی از همان روزهای نخست ابداًح طلبان درباره نقص هشدار رسانی و نقل کردگویی حرف های زیادی مطرح کـــردند. اصولگرایان هم حرف های زیادی زدند. دولت صرفا در حوزه هشدار رسانی نمره قابل قبولی نداشت.

نوبخت در عرصه نقل کردگویی حتما زیاد از اینکه یار دولت و روحانی باانجام گرفت، بار دولت بوده هستما در دوره دوم شنیدیم که روحانی قرار هست معاونت هشدار رسانی تعریف کند و فردی را در رأس آن بگذارد و نقل کردگویی را هم روی همین فرد متمرکز کند و با این پلن حوزه هشدار رسانی کشور را سر و سامان بدهد اما با همه این ها دیدیم که نقل کردگوی دولت جدید، همان نقل کردگوی دولت قبلی انجام گرفت. محمدباقر نوبخت انسان شریف و محترمی هست اما اگر همه اقتصاددان ها بگویند که نوبخت در عرصه اقتصادی و پلن ریزی و بودجه فرد موفقی بوده اما من به عنوان کارشناسی کوچک اعلام می کنم که در ۴ سال گذشته و در ۴ سال فردا نیز این روند در حوزه ابداًع رسانی ادامه پیدا خواهد کـــرد. نوبخت در عرصه نقل کردگویی حتما زیاد از اینکه یار دولت و روحانی باانجام گرفت، بار دولت بوده هست دلیلکه حوزه هشدار رسانی و نقل کردگویی، حوزه ای فنی هست و ویژگی های خاص خود را می طلبد.

نقل کردگویی این نیست که فقط هفته ای دو بار گزارش فعالیت های دولت داده شود و پایان؛ رسانه های حتمی دولت از جمله ارشاد، دفتر نهاد ریهست جمهوری، روخانومامه ایران و… جای خود را دارند اما این را باید بدانیم همه وزارتخانه ها برای خود روخانومامه دارند؛ شما تعداد زیادی روخانومامه خصوصی طرفدار روحانی را دارید؛ خب این ها هیچ پلن ای ندارند. در حالیکه در دوره دوم دولت محمد خاتمی، فرد خاصی برای سرپرستی نظام هشدار رسانی و نقل کردگویی دولت انتخاب انجام گرفت و هیچ مسئولیت دیگری هم نداشت و در جلسات دولت شرکت می کـــرد تا بتواند از اختیارات خود با پشتوانه ریهست جمهوری و معاون نخست، برای وادارکـــردن وزرا به نقل کردگویی کار بکند.

یکی از اشکالات عمده در دولت نخست روحانی – به صورت حتم من بعضی وزارتخانه ها مثل بهداشت و نفت و وزارت خارجه که خود ظریف در فضای مجازی در ارتباط با برجام نیکو عمل کـــرد را هستثنا می دانم- این بود که وزرای دولت در حوزه هشدار رسانی و نقل کرد گفتن با آقام – هم با جامعه بین الملل و هم با جامعه رقیب – ضعیف عمل کـــردند.

من پاسخ روشنی از سوال قبلی ام نگرفتم؛ اینکه نوع رویکـــرد ابداًح طلبان نسبت به دولت جناب آقا روحانی چگونه پیش خواهد رفت؟ انتقاد از دولت را در خلوت انتخاب می کنید یا در جلوت؟

من اهل پیش بینی نیستم اما امیدوارم که این اتفاق نیفتد و کماکان عهد و میثاق نامه ای که روحانی با جامعه بسته هست – نه با ابداًحات چون ابداًحات جزیی از جامعه هست – پایدار بماند. ابداًح طلبان حتما از دستاوردهای مثبت روحانی برای ملت هستقبال خواهند کـــرد و به هر میزانی که روحانی در این بخش یعنی دستاورد برای ملت – در حوزه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی یا بین المللی-  نیکو عمل کند، ابداًح طلبان به همان اندازه از وی حمایت خواهند کـــرد.

اگر روحانی پلن هایش را پیش نَبَرد، شبکه های اجتماعی زیاد بی رحمانه عمل خواهد کـــرد اما باید به نکته ای توجه کنید؛ ما امروز با پدیده ای روبه رو هستیم به نام شبکه های اجتماعی. این شبکه ها در رای به روحانی در ۲۹ اردیبهشت زیاد نقش داشتند. اگر روحانی در دور دوم، پلن هایش را پیش نَبَرد و وعده هایش را عملی نکند، همین شبکه های اجتماعی، بدون تصمیم گیری جبهه ابداًحات، زیاد زیاد بی رحمانه تر از آن چیزی که ما تصور کنیم، عمل خواهد کـــرد. اگر روحانی نجُنبد و نیکو عمل نکند، این اتفاق رخ می دهد. روحانی باید در دولت دومش حوزه هشدار رسانی را زیاد نیکو سامان بدهد. برخی رسانه های اصولگرا به خاطر اینکه اوضاع کشور چه به لحاظ داخلی و چه به لحاظ بین المللی در وضعیت خطیری قرار دارد، نمی خواهند دولت روحانی زمین بخورد.

من تایمی اخبار را رصد می کنم احساس می کنم که همین روزها رابطه ایران و عربستان بار دیگر برقرار می شود. من از این کار خوشحال هستم. این اتفاق زیاد بزرگی هست که برای ملت میمون و مبارک خواهد بود. ما تعارف نداریم در دولت روحانی بدترین سطح روابط را با کشورهای ناحیه و همسایه داشتیم که در دولت احمدی نژاد نداشتیم. این یک واقعیت هست.  

2568279 - آقام درباره فیشهای نجومی قانع نانجام گرفتند

به موضوع رابطه ایران با عربستان اشاره کـــردید؛ یک سوال در این رابطه مطرح می کنم و بعد بپردازیم به اصل گفتگو. پس از آنکه بیانیه لوزان در فروردین ۹۴ قرائت انجام گرفت و پس از آنکه برجام در دی ماه همین سال به مرحله اجرا گذاشته انجام گرفت، زیادی از ابداًح طلبان معتقد بودند که رابطه ما با دولت سعودی رو به بهبودی می رود؛ این رابطه نه تنها به سمت بهبودی نرفت بلکه به قول شما تبدیل به بدترین رابطه انجام گرفت. دلیل این اتفاق رخ داد؟

یک دلیل این موضوع به تغییرات در سطح حاکمیتی عربستان بازمی گردد؛ بحث اصلی همین هست. امروز نسلی دارد بر عربستان حکومت می کند که در ذهن وزیر خارجه اش -که در گذشته سفیر در واشنگتن بوده- این تلقی نادرست تاریخی شکل گرفته که جمهوری اسلامی می خوهسته وی را در آمریکا حذف فیزیکی کند. امروز آن فرد، وزیر خارجه عربستان انجام گرفته هست. حاکمان امروز عربستان تحصیل کـــرده های غرب هستند و دیگر آن خانواده های قبیله ای گذشته نیستند؛ گرچه از آن طایفه هستند اما امروز برای خود ارتباطات بین المللی دارند؛ زبان می دانند و دنیا را می شناسند.

این ها(حاکمان عربستان) برای به ثمر ننشستن و شکست برجام هزینه کـــردند. مساله ایران و عربستان و زیادی از کشورهای ناحیه، وابسته به این هست که سیهست خارجی ما منسجم شود. دستگاه دیپلماسی ما – نه صرفا وزارت خارجه بلکه نهادهایی که در تصمیم گیری در این خصوص تاثیرگذارند- در یک دو گانگی قرار دارد که باید این موضوع حل شود.     

بازگردیم به محور اصلی. جناب آقا ناصری! شما هستراتژی سالاری را می پسندید یا ایدئولوژی سالاری را؟

در حوزه سیاسی؟

بله.

من حتما راهبردسالاری را می پسندم.

ولو به قیمت ذبح ایدئولوژی؟

بگذارید به صآسوده بگویم؛ بله ولو به قیمت ذبح ایدئولوژی. امام(ره) تایمی به بهشت زهرا آمدند، در جمله ای تاریخی فرمودند که پدران ما یک تصمیمی گرفتند اما ما آن تصمیم را نمی خواهیم.

منظورشان انقلابیون مشروطه بود.

بله؛ امروز دو نسل در انقلاب متولد انجام گرفته هست. جامعه ما دینی، اخلاقی و ارزشی هست؛ اگرچه زیادی از شاخص های ارزشی به خاطر رفتار حکومتگران ما در دوره های مختلف، فروکهسته اما جامعه ایرانی مسلمان هست و هیچ گاه دین را قربانی نمی کند. کشور ایران که می خواهد در عرصه ناحیه ای و بین المللی نفر نخست شود – که به صورت حتم این ظرفیت را دارد- حتما باید راهبردنگر باانجام گرفت.

دو هفته پیش هفته نامه ساخانومدگی (ارگان مطبوعاتی حزب کارگزاران) در یادداشتی به قلم «محمد قوچانی» مطلبی را منتشر کـــرد مبنی بر «غلبه هستراتژی بر ایدئولوژی». موضوع یادداشت درباره وحدت راهبردی جناب آقاان حسن روحانی و علی لاریجانی و تقدم آن بر ایدئولوژی های مرسوم سیاسی کشور یعنی ابداًح طلبی و اصولگرایی بود. شما چقدر به این اندیشه کارگزارانی اعتقاد دارید؟

من به صورت حتم یاد این تیتر هفته نامه ساخانومدگی نبودم؛ اگر ابتدا این تیتر را می گفتید شاید جور دیگری سوال قبلی تان را به صورت حتم با حفظ همان چارچوب پاسخ می دادم. نمی خواهم اینگونه تلقی شود که من تحت تاثیر این اندیشه پاسخ نقل کرد ام.

یعنی اگر سوال دوم را به جای نخستی مطرح می کـــردم، شما پاسخ می دادید که هم ایدئولوژی حیاتی هست هم هستراتژی؟

خیر؛ اینگونه پاسخ نمی دادم. حفظ راهبرد برای حفظ منافع ملی حیاتی هست؛ این یک اصل هست. امام(ره) در کشتار حاجیان در سال ۶۶ جمله ای را بیان کـــردند که «اگر ما از صدام بگذریم از آل سعود نخواهیم گذشت.» امام(ره) در آخرین جمله ای که در حوزه سیاسی به مرحوم احمد آقا گفتند این بود که با مسئولین بنشینید و حج آقام را حل کنید؛ چون با حج آقام نمی شود شوخی کـــرد. این صحبت امام(ره) نمونه واقعی تقدم هستراتژی امام(ره) به مرحوم احمد آقا گفت: بروید و حج آقام را حل کنید؛ این صحبت نمونه تقدم هستراتژی بر ایدئولوژی هستبر ایدئولوژی هست. پیام سال ۶۶ حضرت امام(ره) تبدیل به مانیفست ضد وهابیتی جمهوری اسلامی انجام گرفت. همان زمان که من در برخی کشورهای عربی حضور داشتم، بعضی علمای طرفدار ایران از این صحبت انتقاد می کـــردند که وهابیت در جهان اهل تسنن یک مذهب و اندیشه سیاسی هست و شما نباید آن را به آل سعود گره بخانومید.

«شیخ سعید شعبان» (از موسسین و اعضای مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی) روزی در طرابلس به من گفت که ایران مرتکب این اشتباه راهبردی انجام گرفته که وهابیت را دارد به آل سعود گره می خانومد. بنابراین نگرش راهبردمحور امام(ره) مانیفست ضد وهابیت جمهوری اسلامی را به طور تکمیل برای ما آشکار می کند؛ امام(ره) در لحظه آخر حیات شان می فرمایند که بروید و حج آقام را حل کنید. در نهایت مسئولان ایران و عربستان نشستند و با هم مذاکره کـــردند که راهپیمایی های داخل منطقه به صحرای عرفات منتقل شود. اتفاق دو سال پیش(فاجعه منا) هم دقیقا همین بود. آنجا هم راهبرد غلبه پیدا کـــرد. ایدئولوژی که فقط به حوزه شریعت و مناسک خلاصه نمی شود.

بازگردیم به بحث اصلی؛ شما فرمودید که معتقد به غلبه هستراتژی بر ایدئولوژی هستید. یک نمونه از این هستراتژی رابطه میان جناب آقاان لاریجانی و روحانی هست. نخستا این سوال را مطرح می کنم که شما معتقد به «ائتلاف» میان روسای قوای مجریه و مقننه هستید یا «اتحاد»؟

من به ائتلاف افزایش اعتقاد دارم. برای اینکه معتقدم هر دو، شخصیت های عاقلی هستند و جریاناتی را که بعد از ۹۲ مشاهده کـــردند و دستاورد دولت هشت ساله ای که من نام آن را «دولت نوباوگان» گذاشته ام، با هر گرایش سیاسی یک زمان اصولگرایان پایان عیار آمدند و پشت احمدی نژاد ایستادند و برخی دیگر هم صادقانه آمدند و گفتند که ما همان سال نخست و دوم از احمدی نژاد بریدیم و کنارش گذاشتیم.

بنابراین نگاه مثبتی به ائتلاف جناب آقاان روحانی و لاریجانی دارید.

نگاه من حتما مثبت هست. من معتقدم که ائتلاف میان این دو از سر هوشمندی و نَه گیم با یک جریان سیاسی به نام مثلا ابداًح طلبان یا هر جریان دیگری، شکل گرفته هست.

دلیل با این وجود، عده ای از ابداًح طلبان با کنایه نسبت به رابطه میان جناب آقاان روحانی و لاریجانی صحبت یا از برخی اعمال نقش های لاریجانی در دولت گلایه می کنند؟

اعمال نقش نکـــرده هست.  

مثلا می گویند وزیر کشور مهره توافق انجام گرفته میان مدیر جمهور و مدیر مجلس هست.

حالا من این مکان مطلبی به شما می گویم که شاید تاکنون نشنیده باشید. اگر یادتان باانجام گرفت ما در دولت نخست روحانی، نهاوندیان را نسبت به رحمانی فضلی به مدیر مجلس نزدیک تر می دیدیم. روحانی در جلسه چهار نفره اش در سال ۹۲ با ناطق نوری، خاتمی، هاشمی و سیدحسن خمینی گفت که رحمانی فضلی را من سال ها می شناسم و همسایه ما در دوشان تپه بوده هست.

به صورت حتم این را هم بگویم که رحمانی فضلی هر جا بوده، چه در مجلس چه در صدا و سیما و چه در دولت، متداوم چهارچوب پذیر بوده هست؛ یعنی به دستورات بالادستی توجه دارد و آدمی نیست که بخواهد کسی را دور بخانومد اما ما یعنی بخشی از ابداًح طلبان، نهاوندیان را نسبت به رحمانی فضلی به لاریجانی نزدیک تر می دیدیم.

لاریجانی همچنانکه برجام را به ثمر رساند، می توانست رای اعتماد را برای نهاوندیان بگیرد – چون وزارت اقتصاد نهاوندیان قطعی انجام گرفته بود- اما در روز تحلیف به روحانی گفت که نهاوندیان را به مجلس معرفی نکن چون مخالف زیاد دارد. روحانی هم تصمیمش را تغییر داد و کرباسیان را معرفی کـــرد که به نظرم انتخاب شایسته تر و معقول تری نسبت به نهاوندیان بود.

اگر لاریجانی در سال ۷۶ در صدا و سیما مانند امروز مدبرانه برخورد می کـــرد، نتیجه انتخابات دوم خرداد عوض می انجام گرفتبا توجه به نقشی که روحانی به نهاوندیان در معاونت اقتصادی داده، نشان می دهد که دلبستگی روحانی به نهاوندیان افزایش از دلبستگی لاریجانی هست. من چنین مسائلی را دخالت لاریجانی در کار دولت نمی دانم. من بارها نقل کرد ام که لاریجانیِ امروز، دیگر لاریجانیِ دهه هفتاد نیست. لاریجانی زیاد تغییر کـــرده هست. اگر امروز که لاریجانی دارد مدبرانه مجلس را اداره می کند و من به عنوان یک چهره ابداًح طلب رفتارش را می پسندم، در سال ۷۶ و در راس سازمان صدا و سیما هم به همین صورت رفتار می کـــرد، نتیجه انتخابات دوم خرداد عوض می انجام گرفت؛ چون صدا و سیما در نمایش حمایت همه جانبه حاکمیت از ناطق نوری و ارائه تصویر مظلومانه از خاتمی در افکار عمومی زیاد نقش داشت.

به هر حال تقدیر این بود که آقام تصمیم خود را بگیرند و این را هم باید بگویم که مرحوم هاشمی از دو حوزه سیاسی و اجتماعی غافل انجام گرفته بود و این دقیقا همان نقطه ای بود که خاتمی هوشمندانه روی آن انگشت گذاشت و اعلام کـــرد که توسعه سیاسی و اجتماعی شعار نخست من هست و بعضا محافظه کاران پس از گذشت دو، سه سال از دولت نخست خاتمی می گفتند که دولت دستاوردهای اقتصادی ندارد که به صورت حتم به نظر من بعد از ۸ سال دستاوردهای بزرگی در این حوزه نصیب کشور انجام گرفت.

چقدر فکر می کنید بیرقی که روحانی در سال ۹۲ به نام اعتدالگرایی بلند کـــرد در سال ۱۴۰۰ به دست علی لاریجانی برسد؟

رشته تحصیلی ام که تاریخ هست اقتضا می کند که واقع گرا باشم و اهل پیش بینی نباشم اما صآسودها می گویم که در مجموع این موضوع را انکار نمی کنم؛ ممکن هست که این اتفاق بیفتد اما این را هم باید در نظر بگیریم که جامعه ایران مثل حکومتش که برای جهان خارج غیر قابل تصور هست، غیر قابل پیش بینی هست.  

یعنی معتقدید که آقام دیگر مانند انتخابات ۹۴ و ۹۶ دیگر روی خوشی به پیام های تصویری نشان نمی دهند؟

خیر؛ ممکن هست که من و شمای کنش گر سیاسی چیزی انتظار داشته باشیم که ابداً نتیجه اش چیز دیگری بشود. من به عنوان یک ابداًح طلب با وجود اینکه خاتمی پیام ویدیویی داد، ابداً فکر نمی کـــردم که هیچ یک از افراد حاضر در لیست اصولگرایان در حوزه پایتخت، نتوانند وارد مجلس نشود.

با همه این تفاسیر فکر می کنید آقام در سال ۱۴۰۰ به سمت اصولگرایان حرکت کنند یا ابداًح طلبان؟

بستگی به عملکـــرد ابداًح طلبان دارد. ابداًح طلبان اگر واقع بینانه و هوشمندانه عمل و موقعیت خود را حفظ کنند و به لحاظ جامعهِ کنش گری، منسجم بمانند، کماکان می توانند میدان دار سال ۱۴۰۰ هم باشند اما روی اینکه کاندیدای ابداًح طلبان چه کسی باانجام گرفت، بحثی ندارم. ممکن هست مانند سال ۹۲ که برای مصالح ملی و شرایط خطیر کشور به گزینه عضو جامعه روحانیت مبارز رای دادیم، در سال ۱۴۰۰ هم نامزدمان فرد دیگری باانجام گرفت که مثلا تا یک هفته قبلش فکر نمی کـــردیم؛ همان طور که در ۹۲ این چنین انجام گرفت.

اگر خود ابداًح طلبان دچار انشقاق و تفرقه نشوند که ان شاالله نخواهند انجام گرفت و درون یک سازمان و ائتلاف واحد و فراگیری حرکت کنند، معتقدم که مدیر جمهورِ سال ۱۴۰۰ با توجه به شرایط خطیر کشور، حتما فردی خواهد بود که هم مطلوب ابداًح طلبان می شود و هم مطلوب اصولگرایان.

یعنی معتقدید که یک ائتلاف فراگیر میان ابداًح طلبان و اصولگرایان شکل می گیرد؟

مثل سال ۹۶ احتمال دارد که ائتلافی در سال ۱۴۰۰ میان ابداًح طلبان و اصولگرایان میانه رو شکل بگیرد. اصولگرایان در سال ۹۲ تنوع نامزد داشتند اما کم کم معتدلین و عقلای اصولگرایی مانند لاریجانی و ناطق نوری به سمت روحانی میل کـــردند لذا می بینیم که در انتخابات امسال رسما ستاد انتخاباتی اصولگرایان هوادار روحانی در منطقههای مختلف کشور تشکیل انجام گرفت. به همین دلیل پیش بینی می کنم که این ائتلاف در سال ۱۴۰۰ گسترده تر هم بشود و هر دو جناح از آرمان های دهه های هفتادی و هشتادی خود فاصله بگیرند.

نسبت ابداًح طلبان با دولت دوم جناب آقا روحانی چگونه تعریف خواهد انجام گرفت؟ آیا حاضرند به پای دولت هزینه بدهند یا اینکه حائلی میان خود و دولت ایجاد می کنند؟

ابداًح طلبان برای اینکه هویت ابداًح طلبی شان محفوظ بماند، اگر روحانی در جایی خدای ناکـــرده اشتباه فاحش بکند، توجیه گر اشتباه وی نخواهند بود. شما ببینید نخستین موضع گیری نسبت به فیش های نجومی را ابداًح طلبان داشتند. رهبری جبهه ابداًحات در میان چهره های شناخته انجام گرفته نخستین کسی بود که در مقابل این اتفاق موضع گیری کـــرد. دلیل؟ چون منافع ملی اقتضا می کند که با کسی تعارف نداشته باشیم. بنابراین ابداًح طلبان متداوم به مراجع نظارتی و قضایی نقل کرد اند که چنین پرونده هایی فارغ از اینکه چه کسی و از چه جریانی این پول ها را گرفته، باید برای آقام روشن شود.

به نظر شما روشن انجام گرفت؟

خیر؛ ابداً. آقام نه درباره فیش های نجومی و نه درباره املاک نجومی قانع نانجام گرفتند و این از ضعف نهادهای نظارتی، حقوقی و بازرسی ما نشات می گیرد و زیاد هم در نوع خود خطرناک هست. آقام درباره پرونده ۳ هزار میلیاردی هم قانع نانجام گرفتند و این نقطه، پاشنه آشیلی هست که می تواند اعتماد آقام را به حکومت کاهش بدهد.

فکر می کنید مجلس کنونی این میزان قدرت را دارد که بتواند از دولت در زمینه های مالی مانند فیش های حقوقی مطالبه گری کند؟

بله؛ به نظر من در چنین مسائلی که به مصالح ملی بازمی گردد و وجه اشتراکی جامعه مهست، دو جریان سیاسی داخل مجلس یعنی ابداًح طلبی و اصولگرایی اتفاق نظر دارند لذا اگر مجلس اراده جدی بکند، من خوش بینم که بتواند وظیفه نظارتی خود را به نیکوی ادا کند.

تاکنون این اراده وجود داشته؟

تا الان خیر. من ندیدم اما اگر رسانه ها دست به کار شوند، این اراده را به طور جدی در میان جریانات سیاسی مجلس می بینم که بنشینند و درباره پرونده هایی مثل فیش ها و املاک نجومی و پرونده ۳ میلیارد و بابک خانومجانی تصمیم بگیرند.

وارد بخش دوم گفتگو بشویم؛ ترکیب ۲۱ نفره شورای منطقه پایتخت را چگونه می بینید؟

ترکیب نیکوی هست؛ شاید برخی افراد را می انجام گرفت بهتر از این انتخاب کـــرد اما باید دو واقعیت را در نظر بگیریم؛ نخست اینکه لیست هر طور که بسته شود، مخالفت هایی دارد اما من از این جهت، زیاد خوشحالم که این جمع ۲۱ نفره تاکنون نیکو و منسجم عمل کـــرده هست. این روند اگر ادامه پیدا کند من بعد ۴ سال می توانم بگویم که بهترین لیست ابداًح طلبان بسته انجام گرفته هست.

الان پس از تشکیل حتمی شورای منطقه و آغاز به کار منطقهدار – منطقهداری که با اتفاق آرای اعضای شورای منطقه انتخاب انجام گرفت- امروز می توانم با صدای بلند بگویم که ترکیب امروز شورای منطقه زیاد نیکو هست.

جناب آقا ناصری! جریان ابداًحات پدرخوانده دارد؟

خیر.

پس دلیل نقل کرد می انجام گرفت که تاثیر برخی احزاب روی لیست ۲۱ نفره افزایش از بقیه بود؟

در جبهه ابداًح طلبی احزاب مختلفی هستند اما یک وخانوم ندارند؛ تاثیرگذاری احزاب یکسان نیست. حالا این موضوع به پدرخواندگی تعبیر می شود. دوندگی که حسین مرعشی، موسوی لاری یا رضا خاتمی در مدت ۳ ماه برای ریهست جمهوری و شورای منطقه انجام دادند، خب! برخی دبیران کل احزاب این دوندگی را نداشتند؛ دلیل باید این واقعیت را کتمان کنیم؟ من با یک حزب ده نفره که بود و نبودش تعدادان تاثیری در انتخابات نداشت، نمی توانم خودم را با افراد دیگری که هزینه دادند، رادیو اینترنتی تشکیل دادند و نشریه چاپ کـــردند، مقایسه کنم.

یعنی افرادی نظیر هادی خامنه ای، احمد حکیمی پور یا محسن رهامی که به لیست ۲۱ نفره معترض بودند، بود و نبودشان تاثیری نداشت؟

به صورت حتم منظور من این افراد نبودند.

به هر حال این افراد با عملکـــرد شورای عالی سیهست گذاری مشکل داشتند.

خیر؛ من باز هم می گویم اگر لیست هر طور دیگری بسته می انجام گرفت، افراد دیگری بودند که اعتراض می کـــردند. تعداد اعضای لیست این بار ۱۰ نفر کاهش از گذشته انجام گرفته بود؛ شاید اگر آن ۱۰ نفر هم اضافه می انجام گرفتند، از میزان اعتراضات کهسته می انجام گرفت. نماینده معرفی انجام گرفته برخی احزاب که ابتدا در کاسه بزرگ ۷۰۰ نفری بودند و حتی در بعضی غربال گری ها هم حضور داشتند، در مرحله نهایی در میان ۴۲ نفر نبودند. اختلافات تازه از ۴۲ نفر به ۲۱ نفر آغاز انجام گرفت.

2568281 - آقام درباره فیشهای نجومی قانع نانجام گرفتند

دقیقا یکی از نقاط انتقادبرانگیز از روند انتخاب نامزدها از ۴۲ نفر به بعد آغاز انجام گرفت. نقل کرد انجام گرفت که دلیل باید یک جمع محدود ۵ یا ۶ نفره دور هم بنشینند و نامزدهای نهایی را انتخاب کنند.

منظور این افراد همان هیئت مدیره شورای عالی سیهست گذاری بود؛ صرفا سلیقه هیئت مدیره نبود و حتی برخی احزاب فعال بودند.

مثلا کدام احزاب؟

کارگزاران و اتحاد ملت.

یکی دیگر از انتقادها ناظر بر این نکته بود که دلیل لیست باید دست این دو حزب باانجام گرفت.

ببینید؛ لیست دست این دو حزب نیفتاده بود و کماکان سر نخ به دست محمدرضا عارف بود و وی نقش محوری خود را گیم می کـــرد. سازمان مجاهدین انقلاب در انتخابات مجلس ششم دو عضو داشت؛ جناب آقاان بهزاد نبوی و محسن آرمین. دوستان مشارکت نبوی را به زور به داخل لیست بردند. نبوی می گفت که من هر جا باشم، کار خودم را می کنم و خدمت خود را به ابداًحات انجام می دهم اما بحث مشارکتی ها این بود که بالاخره نبوی برای خود هستوانه ای هست که می تواند زیادی از موضوعات را مدیریت کند.

یعنی شما می خواهید بفرمایید که کارگزاران و اتحاد ملت برای خود هستوانه هستند؟

خیر؛ می خواهم چیز دیگری بگویم؛ می خواهم بگویم بهزادی(نبوی) که خودش معتقد بود من را رها کنید، این رفتار به همان ازخودگذشتگی و منش وی بازمی گردد که در درون امثال نبوی ملکه انجام گرفته و منش ابداًح طلبی اش عین کنش ابداًح طلبی اش انجام گرفته هست. در بعضی جناب آقاانی که شما از آن ها نام بردید، این اتفاق نیفتاده؛ در عبدالله ناصری هم این اتفاق نیفتاده هست. لذا همین سعه صدر و پاکیزگی نفسانی هست که بهزاد را بهزاد می کند.

از بحث منحرف نشویم؛ بازگردیم به موضوع لیست شورای منطقه ابداًح طلبان.

درباره لیست بعضی جاها خیلی ها دنبال این بودند که اگر امتیاز آورده اند – که امتیاز هم آورده بودند- در آن لیست ۴۲ نفره جوری نشود که حذف شوند. قرار بود که این ۴۲ نفر در صحن عمومی شورای عالی سیهست گذاری رای گیری شوند اما بنا به دلایلی که برای خود هیئت مدیره این شورا مشخص هست و من هم از جزییات آن رویداد ندارم، این رای گیری به داخل هیئت مدیره منتقل انجام گرفت؛ این همان نقطه ای بود که گلایه ها را شکل داد و به حاشیه ها دامن زد و در زیادی جاها درباره آن مبالغه انجام گرفت.

اینکه نقل کرد انجام گرفت عده ای جزء آن ۴۲ نفر نبودند و بعد به لیست ۲۱ اضافه انجام گرفتند یا برتصویر افرادی که در لیست ۲۱ نفره بودند و در نهایت حذف انجام گرفتند چه قدر واقعیت داشت؟

متاسفانه واقعیت داشت. برخی اعضا بودند که امتیازات لازم را داشتند اما بنابر مصالحی حذف انجام گرفتند. یکی از این مصالح حفظ ساختار بلوک بندی تخصصی بود؛ مثلا فردی امتیاز می آورد اما دو نفر در یک بلوک قرار می گرفتند؛ شورای منطقه در تقسیم بندی نخستیه برای آن بلوکِ به خصوص، یک نفر را می خوهست لذا مجبور بود به بیرون از آن ۴۲ نفر هم فکر بکند. عده ای که به این صورت از لیست نهایی خط خوردند، بلافاصله کنار کشیدند و به کمپین حمایت از لیست واحد پیوستند؛ این کاری اخلاقی بود که انجام انجام گرفت.

نظرتان درباره شائبه های مالی که پیرامون بستن لیست شورای منطقه شنید انجام گرفت، چیست؟

آن چیزی که نقل کرد انجام گرفت، زیاد بزرگ تر و غیر واقعی تر از آن چیزی بود که وجود داشت. بالاخره تایمی افراد در لیست قرار می گیرند، یا باید به حزبی وصل باشند و حزب شان هزینه های تبلیغاتی را پرداخت کند. مثلا کارگزاران و اتحاد ملت به هر شکل قانونی، هزینه های نامزد خود را فراهم کـــردند که قابل ستایش هم بود. برخی افراد هم بودند که به طور اسمی وابسته به حزبی بودند اما حزب حاضر نمی انجام گرفت، ریالی هزینه بدهد.

گمانه های زیادی پیرامون ادامه فعالیت شورای عالی سیهست گذاری مطرح هست. قرار هست وضعیت به چه صورت ادامه پیدا کند؟

طی مصوبه شورای مشورتی، کمیته ای توسط خود شورای عالی و شورای مشورتی تشکیل انجام گرفته هست. مسئولیت شورای مزبور این هست که ترکیب شورای عالی را بر اساس دو شاخص ببندد؛ یکی اینکه افراد ملی و ناحیه ای یعنی همان چهره های حقیقی که در سطح ملی و مناطق تاثیرگذارند، افزایش مورد توجه قرار بگیرند و دوم اینکه به احزاب نقل کرد شود که شورای عالی، مجلس شورای اسلامی نیست که نماینده ای با ۵ هزار رای با نماینده ای با ۲ میلیون رای هر دو یک رای داشته باشند. احزاب مطابق با وخانوم سیاسی، تعداد شعب و اعضا و حیاتی تر از همه تاثیرگذاری اجتماعی شان، در شورای عالی کرسی خواهند داشت.

شورای عالی تعداد کرسی مشخصی دارد؟

خیر؛ دست مان در این حوزه باز هست. مثلا تعداد اعضای شورای عالی در انتخابات ۹۴ کاهش از انتخابات ۹۶ بود. به صورت حتم من به دلایلی در دوره جدید(۹۶) حضور نداشتم.

در شورای عالی جدید، وخانوم حقیقی ها افزایش می شود یا وخانوم حقوقی ها؟

هنوز به جمع بندی در این زمینه نرسیده اند. احزاب باید بدانند که ما نمی توانیم چهره های کاریزما و تاثیرگذار در مناطق را نادیده بگیریم؛ مثلا دکتر شامخی در منطقه کاشان شخصیت بانفوذ و ریش سفیدی هست و مورد توجه جریانات سیاسی ابداًح طلب هست یا مثلا در اصفهان نمی توانیم جناب آقا صلواتی را نادیده بگیریم.

آیا با مخالفان عملکـــرد شورای عالی سیهستگذاری مانند جناب آقاان حکیمی پور و سید هادی خامنه ای جلسه توجیهی داشته اید؟

بله، جلساتی داشته ایم.

این کمیته ای که از آن یاد کـــردید هم آیا با مخالفان جلسه ای داشته؟

نمی دانم که کمیته به چه سمت پیش رفته هست اما بعد از اینکه این ها به قول خودشان بیانیه دادند و اعتراض کـــردند، هیات مدیره با آن ها صحبت هایی کـــرد. به صورت حتم گاهی اوقات هیات مدیره تصمیم می گرفت که مثلا فلان فرد برود و با جناب آقا «ایکس» صحبت کند؛ در صحبت هایی که انجام می انجام گرفت جناب آقاان را توجیه می کـــردند که ائتلاف را با مشکل مواجه نکنند. به صورت حتم برخی معترضین برگشتند اما من نمی خواهم گلایه ها و اختلافات را کتمان کنم و معتقدم که گلایه های برحقی دارند.

با جناب آقا حکیمی پور که صحبت می کـــردم می گفت که مشکلات شورای عالی سیهستگذاری باید در مجموعه شورای هماهنگی بررسی شود اما شما از تشکیل کمیته ای در دل شورای عالی رویداد دادید و گفتید که این کمیته قرار هست مشکلات را حل کند.

بله این هم یک نظر هست. شاید در فردا رهبران و کنشگران اصلی جبهه ابداًحات به این نتیجه برسند که کار را با یک ساختار دیگر در دل شورای هماهنگی پیش ببریم.

و متعاقبا شورای عالی منحل شود؟

این موضوع را به طور مثال گفتم؛ من به شخصه انحلال شورای عالی را بعید می دانم. من تا این لحظه معتقدم که شورای عالی باید پایدار بماند.

نقل کرد می انجام گرفت که طبق مصوبه خود شورای عالی سیهستگذاری، این شورا همواره وجود خواهد داشت و منحل نمی شود.

من درباره این مصوبه توضیحی بدهم. ما در شورای مشورتی در سال ۹۳ کمیته راهبردی انتخابات به ریهست  «موسوی لاری» تشکیل دادیم که بنده نیز عضو آن بودم؛ بلافاصله شورای هماهنگی جبهه ابداًحات هم کمیته انتخاباتی به ریهست  «محسن رهامی» تشکیل داد. کار جلو رفت اما از هستان ها گزارشاتی می رسید مبنی بر اینکه این دو به خصوص کمیته انتخاباتی شورای هماهنگی جبهه ابداًحات برای ابداًح طلبان هستان ها پارازیت انجام گرفته و باید فکری به حال آن بشود.

با دوستان شورای هماهنگی جبهه ابداًحات صحبت انجام گرفت که خودتان به حال این موضوع فکری بکنید. خودشان جلسه گذاشتند و خوشبختانه پیشنهاد نیکوی آوردند. پیشنهادشان این بود که دو کمیته مزبور در شورای مشورتی و شورای هماهنگی، در هم ادغام شوند و ریهستش را عارف به عهده بگیرد و اتفاقا در همان پیشنهاد آورده انجام گرفته بود که افراد غیرحزبی هم به مجموعه اضافه شوند و نامش شورای عالی سیهستگذاری بشود. در اضافه کـــردن چهره های حقیقی، سهم عارف ۶ نفر انجام گرفت.

ممکن هست مانند سال ۹۲ که برای مصالح ملی و شرایط خطیر کشور به گزینه عضو جامعه روحانیت مبارز رای دادیم، در سال ۱۴۰۰ هم نامزدمان فرد دیگری باانجام گرفت که مثلا تا یک هفته قبلش فکر نمی کـــردیمشورای عالی سیهستگذاری در یک روند تکمیلا دموکراتیک، هیات مدیره را شکل داد و ریهست عارف مورد پذیرش و اجماع عمومی بود. خود خاتمی هم تاکید کـــرده بود و به نوعی این ریهست انتصابی بود اما همه روی این موضوع اتفاق نظر داشتند. پس از آن، بحث روی نایب مدیری نخست و دوم انجام گرفت؛ برخی اعضای شورای سیهستگذاری پیشنهاد دادند که رای گیری شود اما برخی نظر دیگری داشتند که به صورت حتم نظر دوم غالب انجام گرفت. از جمله خود من که نظر دوم را قبول داشتم. نظر این بود که تایمی این شورا متشکل از شورای مشورتی و شورای هماهنگی هست، بنابراین منطقی هست که نواب مدیر نخست و دوم هم از قبل انتخاب انجام گرفته باشند. مدیر دوره ای شورای هماهنگی جبهه ابداًحات و مدیر شورای راهبردی، نایب مدیر نخست و دوم خواهند انجام گرفت؛ این پیشنهاد به اتفاق آراء تصویب انجام گرفت.

سایر اعضای هیات مدیره یعنی منشی ها و روسای کارگروه ها که سه کارگروه بود، عضو هیات مدیره انجام گرفتند. درباره این منشی ها و روسای کارگروها در صحن شورای عالی سیهستگذاری رای گیری مخفی به عمل آمد. گلایه برخی احزاب در روند رای گیری مخفی این بود که دلیل روی تعدادی از افراد برای حضور در هیات مدیره شورای عالی اجماع انجام گرفته هست؛ در حالیکه این مسئله ای طبیعی بود. همچنان که امروز در پارلمان بهارستان قبل از اینکه بخواهند به وزیری رای بدهند، افرادی دور هم جمع می شوند برای رای دادن به آن وزیر و افراد دیگری هم برای رای ندادن به آن فرد دور هم جمع می شوند.

سوال پایانی ام را به حوزه سیهست خارجی اختصاص می دهم. با آمدن ترامپ در عرصه سیهست آمریکا، برجام با چالش مواجه انجام گرفته هست. فکر می کنید آن انتظاری که دولت از برجام داشت و آن انتظاری که دولت در جامعه ایجاد کـــرده بود، چه قدر با اقدامات شاذگونه ترامپ به چالش بخورد و فردا این معاهده را با مشکل روبه رو کند؟

من واقعا نمی توانم پیش بینی کنم. فردا ای که شما گفتید بستگی به رفتار مسئولان خود ما دارد دلیلکه ترامپ چهره ای هست که شما آن را توصیف کـــردید اما به یک نکته توجه کنید که اتحادیه اروپا و روس ها و چینی ها امروز حیات ایران به برجام گره خورده هستکه طرف مذاکراتی ما بودند، رفتار ترامپ را در ارتباط با برجام نمی پسندند. همچنان که تحریم ها، مصوبه شورای امنیت را داشت، برجام هم مصوبه همین شورهست لذا ترامپ نهایتا می تواند تحریم های دوجانبه مستقل خود علیه ایران را ادامه بدهد که دارد همین کار را هم انجام می دهد بنابراین تحریم های اصلی که درب های اصلی اقتصاد کشور را بسته و کشور را با مشکل مواجه کـــرده بود، یک مرجع عالی واحد به نام شورای امنیت دارند و اروپایی ها هم پای آن ایستاده اند و هیچ بدعهدی انجام نداده اند.

آژانس بین المللی انرژی اتمی در مدت این دو سال، سه بار گزارش حتمی داد که جمهوری اسلامی ایران از معاهدات خود عدول نکـــرده و تکمیلا در چارچوبی که امضا کـــرده، وفادار مانده هست. من از ناحیه شخص ترامپ هیچ ترسی ندارم؛ برجام باید با تدبیر مسئولین عالی و کارگزاران حاکمیت، کماکان حفظ شود و معقولات میان ایران و کشورهای جهانی هم در فردا در چارچوب همین برجام تعریف شود.

امروز حیات ایران به برجام گره خورده هست و اقتصاد هم بعد از برجام نشان داد که نفسی کشیده و درب های سرمایه گذاری خارجی به روی آن باز انجام گرفته هست و شرایطی برای ملت به وجود آمده که هم ابداًح طلب و هم اصولگرای معتدل و معقول از آن راضی هست.