رویدادی تحلیلی عسل فردا - اخبار > چاره اندیشی برای آتنا، بنیتا و ... • عسل فردا

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶


به نقل عسل فردا،بازتاب رسانه ای وسیع این موارد، باعث انجام گرفت مخاطبان شبکه های اجتماعی در واکنش به این اتفاق ها، کمپینی درست کنند و خواهان تصویب قوانینی حمایتی از کودکان شوند. این موضوع را با سیامک خانومد رضوی، عضو هیئت مدیره انجمن جامه شناسی ایران، به گفت و گو گذاشتیم. خانومد رضوی در یک دهه اخیر به صورت عملی در حوزه کودکان فعالیت می کند. تسهیل گری کارگاه های تعلیمی برای فعالان سازمان های آقام نهاد، بخشی از فعالیت اوست. خانومد رضوی حالا با این تجربه عقیده دارد مشکل نقض حقوق کودکان ناشی از کمبود قانون نیست.



در روزهای اخیر، مواردی از کودک آزاری و قتل کودکان به طور گسترده در جامعه رسانه ای انجام گرفت و افکار عمومی را تحت تاثیر خودش قرار داد. آیا این رویدادها نشانه هایی از افزایش نقض حقوق کودکان هست؟




پدیده نقض حقوق کودکان ابداً جدید نیست. اگر هم می بینیم مواردی از آن به رسانه های منتقل می شود، به خاطر مرگ کودکان هست. خیلی از خانواده ها بر موارد کودک آزاری سرپوش می گذارند. بخش حیاتیی از کودک آزاری ها اساسا درون خانواده رخ می دهد اما چون این موارد منجر به مرگ کودکان انجام گرفته، مرکز توجه رسانه ها و دستگاه قضایی قرار گرفته هست. سوءتغذیه کودکان نوعی از نقض حقوق آنههست؛ اما از سوی هیچ مرجعی دیدبانی نمی شود؛ اما قتل دیدبان دارد و دستگاه قضایی آن را پیگیری می کند. این درباره زیادی از حقوق پایمال انجام گرفته «کودکانِ در شرایط دشوار» موضوعیت دارد.


 

چاره اندیشی برای آتنا، بنیتا و...

شما پیش از این، بارها از لزوم توجه به «کودکان در شرایط دشوار» نقل کرد نقل کرد اید. تعریف تان از کودکان در شرایط دشوار چیست و آیا فقط این کودکان در معرض آسیب هستند؟


کودکان در شرایط دشوار، عمدتا به کودکانی اطلاق می شود که خانواده یا سرپرست قانونی آنان در عمل نمی تواند حق بقا، رانجام گرفت، امنیت و مشارکت آنان را به طور شایسته تامین کند. از طرف دیگر، دستگاه های اداری مرتبط با این امر، ناتوان از دیدبانی و رسیدگی جدید به وضعیت این کودکان هستند و سازمان های آقام نهاد نیز ضعیف تر از آن هستند که در مقیاسی اجتماعی، قدم هایی هستوار در حمایت از این کودکان بردارند. شرایط این کودکان وخیم تر هست؛ وگرنه همه کودکان به درجاتی در معرض نقض حقوقشان قرار دارند.

در پی اتفاقات اخیر و طرح مجدد موضوع آزار جنسی کودکان، بحث هایی میان افکار عمومی مبنی بر ضرورت ارائه تعلیم های مراقبت جنسی به کودکان، شکل گرفته هست؛ اما در مقابل عده ای منتقد چنین دیدگاهی هستند و آن را متناسب با فرهنگ ما نمی دانند. آیا تربیت جنسی منافاتی با فرهنگ ایرانی دارد؟




تربیت جنسی تعلیم پیچیده ای ندارد. اصل نخست این هست کودک بدن خودش را بشناسد؛ یعنی در درجه نخست نقاط خصوصی بدنش را بشناسد و بداند چه کسانی و در چه شرایطی حق دارند به بدن او دست بخانومند و چه کسانی حق ندارند. آشنایی با بدن ضروری هست.




نکته دوم این هست که کودکان توانایی «نه گفتن» را داشته باشند؛ یعنی در شرایطی که کسانی با قصد آزار جنسی به آنها نزدیک می شوند، بتوانند نه بگویند. سومین نکته این مهارت هم درخوهست کمک هست. این سه اصل با شکل های زیبا و به صورت «گیم فعالیت» باید به کودکان تعلیم داده شود.


زیادی از کشورها تجربه های موفقی از این تعلیم ها داشته اند؛ ازجمله در هندوستان این تعلیم ها ارائه می شود. طبق دیدگاه های روان شناسان، هر انسانی در بزرگسالی می تواند مبتلا به بیماری «آزار کودکان» باانجام گرفت. راه منطقی پیشگیری از این آسیب ها، تعلیم هست؛ نه اینکه با ایجاد هراس اجتماعی، موجب شوید رابطه لذت بخش کودکان با اطرافیانشان تحت تاثیر این هراس آسیب ببیند. راه حل ساده این هست که کودکان را توانا کنیم.

ضرورت ارائه این تعلیم ها در جامعه به اندازه کافی احساس انجام گرفتههست؟




نسل جوان تر والدین خانومگ خطر را بهتر احساس می کنند. حیاتی این هست که راه چاره را در اختیارشان قرار دهیم. درخوهست اجتماعی دارد شکل می گیرد. کودکان صرف نظر از ملیتشان، حقوق یکسانی دارد. ما هم می توانیم به جای تلاش برای اختراع مجدد چرخ از تجربه های دیگران هستفاده کنیم و تعلیم ها را برای کشور خودمان متناسب سازی کنیم. تعلیم باید از مهدهای کودک آغاز شود؛ اما فقط ۱۱ درصد بچه ها در مهد کودک حضور دارند. پس باید راه دیگری پیدا کنیم. به نظر من، انجمن های نخستیا و مربیان باید در این باره احساس مسئولیت کنند تا سیستم تعلیمی هم این ضرورت را درک کند.


 

چاره اندیشی برای آتنا، بنیتا و...

در روزهای اخیر، کمپینی در فضای مجازی شکل گرفته که خواهان تصویب قوانین حمایتی برای کودکان هست. برخی از نمایندگان مجلس هم از لزوم تصویب این قوانین نقل کرد نقل کرد اند. شما چقدر این نیاز را جدی می دانید؟




ایران در سال ۱۳۷۳ به کنوانسیون حقوق کودکان پیوسته و پیمان نامه را پذیرفته هست. ۲۰ سال طول کشیده تا مرجع ملی کنوانسیون را مشخص کـــردیم. در این تعداد سال هم حیاتی ترین کارشان این بوده که کودکان بازمانده از تحصیل را شناسایی کنند؛ طرحی که به عقیده من موفقیت زیادی کسب نکـــرده هست. می بینیم در پایان این سال ها، تعلیم پیمان نامه با غفلت رو به رو انجام گرفته هست.


پیمان نامه را باید همه بزرگسالان و کودکان بدانند و تعلیم ببینند. مرجع ملی کارش این هست که پلن تعلیم پیمان نامه را طراحی و متناسب سازی کند. ضمن اینکه این تعلیم ها باید از سطح محله شکل بگیرد. به ازای هر ۵ کودک در شرایط دشوار، ما به یک دیدبان نیاز داریم. در این راه باید سازمان های آقام نهاد هم قوی شوند و بتوانند به دور از نگاه های منفی، کار کنند.

مقصودتان این هست که به جای وضع قوانین جدید، باید پیمان نامه مرکز توجه قرار گیرد؟


بله. اگر مجلس می خواهد قدیم جدی در این باره بردارد، نخستین درخوهست این هست که درباره معطل ماندن تعلیم پیمان نامه تحقیق و تفحص انجام شود. مرجع ملی باید ملزم شود گزارش دهد چه قدم هایی برداشته هست. شاید راه بهتر این هست که مجلس پیمان نامه و سایر قوانین فعلی را بررسی کند و ببیند چه بخش هایی مغفول مانده و بعد از آن قوانین باخانومگری شوند.

اینکه مرجع ملی پیمان نامه وزارت دادگستری باانجام گرفت، از نظر شما چقدر انتخاب دقیقی هست. آیا اگر بخش دیگری از دولت متولی پیمان نامه بود، اجرای آن اثر بخش تر می انجام گرفت؟




این موضوع به بحث عمومی گذاشته شود. مرکز پژوهش های مجلس باید ببیند آیا مرجع ملی جایش همین جهست؛ چون اصل حیاتی، تعلیم پیمان نامه هست. نظر شخصی من این هست که مرجع ملی می تواند در جای دیگری فعالیت کند؛ اما این فقط یک نظر شخصی هست و باید در این باره بحث و بررسی افزایشی صورت گیرد.


منبع: جامعه پویا