مروری بر ویدئو‌های ایرانی «امیر نادری» • عسل فردا

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶

مروری بر ویدئو‌های ایرانی «امیر نادری»

دسته بندی : متن موزیک تاریخ : شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۶

مروری بر ویدئو‌های ایرانی «امیر نادری»

امیر نادری از هرم گرمای آبادان به سالن سینما پناه می‌برد، طبعا ویدئو هم می‌دید، اما زیاد از سرگرم‌انجام گرفتن یا ارضای حس زیبایی‌شناسی‌اش، برای اطفای عطش و شرجی کوچه‌ها و خیابان‌های آبادان به سالن سینما پناه می‌برد. کولر سالن خنکش می‌کـــرد و ویدئو‌های هالیوودی او را به رؤیا می‌برد. او این‌چنین عاشق ویدئو و سینما انجام گرفت. نوجوان که بود برای امرار معاش سر از مغازه عکاسی در‌آورد و نسبت‌های قاب ثابت را فراگرفت، اما هر‌بار که در سینما تصویر ها متحرک می‌دید، دلش پر می‌کشید. بالاخره دوام نیاورد و از تصویرخانه بیرون زد و رفت پشت صحنه ویدئو‌های سینمایی برای عکاسی. نادری از همان تایم می‌دوید و می‌کوبید برای ویدئو ساختن. ویدئو‌های «قیصر» و «حسن کچل» را عکاسی کـــرد. دشوار در تکاپو بود برای پول جمع‌کـــردن و ویدئو ساختن. حاصل آن‌همه عرق ریختن از آبادان تا پایتخت انجام گرفت: «خداحافظ رفیق».

خداحافظ رفیق-۱۳۵۰

http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/401px-Khoda_Hafez_Rafigh_movie_poster.jpg

تایمی نخستین ویدئو امیرنادری ساخته انجام گرفت و روی پرده سینما رفت جریان موسوم به موج نو دو‌،سه سالی می‌انجام گرفت که آثار خود را عرضه می‌کـــردند. ویدئو امیر نادری هم در ادامه این جریان قرار گرفت. نادری به‌عنوان کارگردان و باربد طاهری به‌عنوان تهیه‌کننده برای ساخت «خداحافظ رفیق» کم دردسر نکشیدند. «خداحافظ رفیق» با‌وجود برخی اشکالات مانند به رخ‌کشیدن زیاد از‌حد دوربین و کانجام گرفتار بودن بعضی از صحنه‌ها که به پرسه‌زدن آدم‌های محوری در سطح منطقه می‌پردازد و شخصیت‌پردازی نسبتا ضعیف، زیاد از همه به جسارت‌های کارگردانش شناخته می‌شود. بخشی از این جسارت به صورت حتم حاصل نبودن پول بوده هست. نقل کرد می‌شود به‌دلیل مشکلات مالی، نادری با کمبود نگاتیو روبه‌رو بوده از همین رو بخشی از سکانس‌ها روی ویدئو‌های پزوتیو ثبت می‌کند و به همان صورت در ویدئو قرار می‌دهد. امیر نادری نقل کرد هست برای این ویدئو، دستی از همه‌‌ پول گرفته و به هیچ‌کس هم دستمزد نداده‌هست. شب‌ها در پیکان «سوسن سرمدی» (وجستا)، که در ویدئو گیم هم می‌کند، می‌خوابیده‌اند. و درواقع پیکان ایشان آژانس گروه بوده! این پیکان تعدادنفر را می‌توانسته به جاهای مختلف برساند و بقیه هم داخلش هستآسوده می‌کـــرده‌اند. واقعیت این هست که در هیچ نمایی از «خداحافظ رفیق» دوربین روی سه‌پایه نیست، چون سه‌پایه‌ای وجود نداشته هست. فقط یک دوربین روی شانه «علی‌رضا زرین‌دست» بود و پایان ویدئو با همین شیوه و با حداقل امکانات، ساخته انجام گرفته‌ هست؛ با حداقل نگاتیو و حداقل زمان. موسیقی «خداحافظ رفیق» کاری از اسفندیار منفردزاده هست و ترانه «جمعه» نیز با صدای فرهاد در ویدئو شنیده می‌شود.

تنگنا-۱۳۵۲

http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/MV5BYmVjMjIyZmMtNDdmMy00NzJjLThlZWUtNDY5NWI5ZDVhNWU0XkEyXkFqcGdeQXVyMzU1OTM4NDU._V1_.jpg

«دیوار تنگنا را دست بلند حادثه می‌سازد و حادثه، چیزی جز اراده انسان نیست. انسان، که سلول دیوارهای خانومدان تنگ خویش هست.»

گزارش ابتدای ویدئو «تنگنا»، کلید ورود به ویدئو هست و کل ویدئو به‌نوعی بر پایه این جملات هست. این‌که اراده خود انسان هست که عرصه را بر او تنگ می‌کند و جهانی به این بزرگی را به خانومدانی تنگ مبدل می‌کند. این مفهومی هست که در پایان طول ویدئو با آن سر و کار داریم. این گزارش ابتدایی ویدئو، ما را به دیدن یک ویدئو کوبنده امیدوار می‌کند و خوشبختانه «تنگنا» ویدئوی هست که با ضرباهنگ و ریتم قوی، دهستان جذاب و گیرا و به صورت حتم تصویر‌های تلخ که تماشاگر را تا انتها به دنبال خودش می‌کشاند. عنوان تنگنا روی نمایی از یک خیابان خلوت ظاهر می‌شود. در این صحنه دوربین روی سطح خیابان قرار دارد و به این ترتیب حسی از خفقان و تنگنا را به ما منتقل می‌کند که با نام ویدئو و به صورت حتم موضوعش هماهنگ هست. ویدئو برای تماشاگران ایرانی آن‌قدر جذاب نبود که بتواند زیاد از یک‌هفته بر پرده سینما بماند، اما منتقدان از ویدئو هستقبال کـــردند. سینما‌دوستانی که در آن زمان در آغاز راه منتقد سینما انجام گرفتن بودند، نوستالژی ویدئو را با خود حمل کـــردند و تا امروز جایگاه این ویدئو را در تاریخ سینما حفظ کـــرده‌اند. «تنگنا» با این‌که دومین ویدئو امیر نادری بود و در زیرمجموعه سینمای بدنه آن زمان قرار می‌گرفت اما در ساخت باز هم مهر نادری را داشت. کارگردانی که برای توضیح سکانس کتک‌کاری به گیمگر در پشت صحنه خودش را می‌زد تا اجرای گیمگر مؤثرتر باانجام گرفت و احتمالا واقعی‌تر.

ساز دهنی- ۱۳۵۲

http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/Sazdahani.jpg

«مو ساز زدم… مو ساز زدم… مو ساز زدم».

امیرو بعد ازظهر یک روز گرم که همه در خوابند به در منزل عبدلو می‌رود و عبدلو که در آن ساعت نمی‌توانست از خانه بیرون بیاید از لابه‌لای پنجره پس از دریافت حق‌حساب ساز خود را رو لبان امیرو می‌گذارد و امیرو هم با آویزان انجام گرفتن از پنجره شروع به ساز‌زدن می‌کند و عبدلو هم مشغول شآقان سریع. سکانسی که مسعود گودرزی (گیمگر نقش امیرو) می‌گفت آن‌قدر امیر نادری آن‌را تکرار کـــرد که من سینه‌ام از برخورد با دیوار زخم انجام گرفت، آن سکانس زیاد از۱۰‌بار تکرار انجام گرفت و هربار نادری با مشت به دیوار می‌کوبید و می‌گفت:« نانجام گرفت». مسعود گودرزی می‌گوید یکبار سنگ‌ها از زیر پایم در رفتند یکبار هم هر کار کـــردم دستم به پنجره نرسید و عجیب این‌که تکرار‌ها عاقبت مورد پسند نادری
واقع نانجام گرفت که نانجام گرفت.

بیراه نیست اگر بگوییم این سکانس کلیدی از ویدئو «سازدهنی» ما به‌ازایی واقعی در خانومدگی سینمایی خود امیرنادری هم دارد. نادری با این ویدئو بود که سنگ بنای جهان سینمایی شخصی‌اش را  گذاشت. جهانی که خشم ناشی از کمبودهای مادی خانومدگی نه‌تنها به کودکان و جهان کودکان رحم نمی‌کند، که حتی بی‌ر‌حمانه‌تر بر این جهان و آدم‌های کم و سن و سالش هجوم می‌برد.

دور از ذهن نیست اگر این سکانس مشخص را سکانسی از خانومدگی سینمایی نادری تصور کـــرد که در آن نادری فریاد می‌خانومد: «مو ویدئو ساختم… مو ویدئو ساختم…»

دونده – ۱۳۶۳

http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/421px-Runner_movie.jpg

«دونده» امیر نادری شــروعی بــرای دگرگونی سینمای ایــران در دهه ۶۰ و ۷۰ بــه حساب می‌آید. این اثر نخستین ویدئو پس از انقلاب هست که در جشنواره‌های خارجی مورد تحسین واقع انجام گرفت. «دونده» پس از انقلاب در کنار دیگر ویدئو‌های حیاتی دهه ۶۰ همچون «اجاره نشین‌ها»، «کمال الملک»، «هامون»، «خانه دوست کجهست»، «دندان مار» و «ناخدا خورشید» قرار میگیرد. ویدئو‌هایی که هر یک در جهت ارتقای کیفی سینمای ایران مؤثر واقع انجام گرفتند. نادری نقل کرد هست که ویدئو‌هایی چون «دونده» و «آب، باد، خاک» را با عشق ساخته ولی ویدئو‌هایی چون «منهتن از روی شماره» و «مرثیه» با نفرت ساخته انجام گرفته هست. دهستان کودکی امیر نادری زیاد جذاب و در عینحال عجیب و غریب و شبیه همین امیرو در ویدئو«دونده» هست. او در آبادان نظافتچی و بلیتفروش سینما بوده و برای آمدن به پایتخت باید از خانه فرار میکـــرد. او مثل پسربچه ویدئو «دونده» یخ، آب خنک و نوشابه میفروخت. ویدئوی که موفقیتش راه سینمای ایران در سالهای بعد از انقلاب را به مجامع و رویدادهای بین‌المللی سینما باز کـــرد. راهی که نادری در کارنامه خودش با ویدئو «سازدهنی» آن را هستارت زده بود. یکی دیگر از نکات ویدئو حضور بهرام بیضایی به عنوان تدوینگر در کنار نادری بوده اســت. همکاری‌ای که با توجه به حیاتی بودن مسئله ریتم در این ویدئو از جمله کلیدهای موفقیت «دونده» بوده هست.

آب، باد، خاک- ۱۳۶۴

http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/MV5BZDVjOWJjZjYtNDYwNC00NWI5LWI4YjktMjE4OTAwMWM4MTNlXkEyXkFqcGdeQXVyMzU0NzkwMDg._V1_.jpg

ویدئو«آب‌، باد، خاک» پر از تصویر ها حیوانات آقاه در بیابان‌های خشک هست. صدابردار این ویدئو روایت کـــرده هست که نادری دل و روده لاشه گاو‌ها را بر صورت می‌مالیده و دربیابان فریاد می‌زده:« این سینمای من هست». رفتن پرحاشیه نادری منجر به روایاتی غریب انجام گرفته که مثلا نقدهای خسرو دهقان چنان نادری را ناآسوده کـــرده که منجر به مهاجرت او انجام گرفته هست. به صورت حتم باید در نظر داشت که ویزا گرفتن و مهاجرت کـــردن آن‌قدر دردسر داشته که بعید هست نقد نیش‌دار یک منتقد سینمایی بتواند آدم را به جایی برساند که به این همه دشواری تن بدهد. به هر ترتیب «آب، باد، خاک» آخرین ویدئوی بود که نادری در ایران و بیابان‌هایش ساخت. او در ادامه راهی کشوری انجام گرفت که خیابان‌های و بیابان‌های فراوان دارد. از خیابان‌های منهتن تا بیابان‌های لاس‌وگاس. حالا او ویدئو «کوه» را در ایتالیا ساخته هست. امیر نادری در کوهستان‌های ایتالیا هم آرام نگرفته هست. هنوز فریادش در کوه می‌پیچد، جوش درونش از چشمان سالخورده‌اش پیدهست ظاهرا شور و شوق نادری برای ویدئوسازی خاموش‌انجام گرفتنی نیست. او همچنان به‌دشواری ویدئو‌های نه‌تعدادان ساده‌اش را جلوی دوربین می‌برد. او عادت کـــرده برای ساختن هر ویدئو بجنگد.

تنگسیر- ۱۳۵۲

http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/405px-Tangsir_movie.jpg

«خداحافظ رفیق» و «تنگنا» آن‌قدر اعتمادبه‌نفس به امیر نادری داده بود که نادری سراغ ستاره‌های ادبیات و سینمای ایران رفت. تجربه این همکاری آن‌قدر حاشیه و اتفاق داشت که نادری نقره‌داغ انجام گرفت و دیگر هیچ تایم از کوی ستاره‌ها رد نانجام گرفت. با این‌که «تنگسیر» متداوم از نمونه‌های موردتوجه اقتباس سینمایی از متن ادبی بوده، اما نه سینمای نادری با این ویدئو شناخته می‌شود، نه نادری سراغ این نوع ویدئوسازی رفت. «تنگسیر» اقتباسی هست از دهستانی به همین نام از صادق چوبک که حدود ۱۰سال قبل از ساخت ویدئو منتشر انجام گرفته بود. نادری سال پیش در نشستی در یک دانشگاه در توضیح دلیلیی ساختن «تنگسیر» نقل کرد هست: «من تنگسیر را ساختم به‌دلیل این‌که کودکی‌ام در بومنطقه گذشت. تایمی پدرم کوچک بود «زار محمد» را با تفنگ در کوچه دیده بود.» با این حال در تاریخ سینمای ایران قصه‌های شفا‌هی زیادی از اختلاف‌نظر‌های علی عباسی (تهیه کننده)، نعمت حقیقی (مدیر ویدئوبرداری) و بهروز وثوقی با امیر نادری نقل انجام گرفته هست. با این‌که امیر نادری با این ویدئو جایزه بهترین کارگردانی جشنواره ویدئو سپاس را از آن خود کـــرد، اما پس از «تنگسیر» او برای ویدئو ساختن از حرفه‌ای‌های سینمای ایران فاصله گرفت و به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رفت. کودکی همان قلب تپنده امیرنادری و سینمای اوست.


منبع: روخانومامه آسمان آبی

دانلود ویدئو ایرانی
مروری بر ویدئو‌های ایرانی «امیر نادری»